لغت نامه دهخدا
قابل انکسار. [ ب ِ ل ِ اِ ک ِ ] ( ص مرکب ) انکسارپذیر. شکست پذیر. ( فرهنگ رازی ).
قابل انکسار. [ ب ِ ل ِ اِ ک ِ ] ( ص مرکب ) انکسارپذیر. شکست پذیر. ( فرهنگ رازی ).
انکسار پذیر شکست خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من صبر کنم تا همان کس که این درد نهاد شفا فرستد و زبان افتقار بنعت انکسار این ترنم همی کند:
💡 او مدیریت پزشکی تنها برنامهای در آمریکا را برعهده دارد که بهطور خاص به فلوشیپ عیوب انکساری میپردازد و وابسته به برنامهٔ مشترک سانفرانسیسکو است.
💡 منبع تغذیه نور در این نوع میکروسکوپ نور مرئی است و با ایجاد انکسار نور توسط آئینههای محدب و مقعر شیء یا نمونه مورد بررسی، شفاف و نورانی در زمینه سیاه دیده میشود.
💡 روز و شب خورشید و ماه از روی عجز و انکسار آید اندر درگه عالیت از بهر سلام
💡 هم بیندت چو نیزه بکف، از دو سو سپهر؛ بر دامن زمین زند از انکسار دست
💡 نسیت در چشم حقیقت بین به جز بازیچه ای انکسار بینوایی افتخار سروری