لغت نامه دهخدا
فول شهریار. [ ش َهَْ رْ ] ( اِخ ) رباطی بوده است در فارس که در کنار رباط صلاح الدین در دشت رون واقع بوده است. ( از نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن صص 134 - 185 ).
فول شهریار. [ ش َهَْ رْ ] ( اِخ ) رباطی بوده است در فارس که در کنار رباط صلاح الدین در دشت رون واقع بوده است. ( از نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن صص 134 - 185 ).
رباطی بوده است در فارس که در کنار رباط صلاح الدین در دشت رون واقع بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آخر کریم تر ز تو کی دید پادشاه ؟ و آخر حلیم تر ز تو کی دید شهریار ؟
💡 گر پیش شهریار مرا حِشمتی نهی حاصل کنم به دولت تو گنج شایگان
💡 به پیش سپه بردش آن نامدار برآشفت و شد خشمگین شهریار
💡 اسکمان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شهریار در استان تهران ایران است.
💡 بس که بدخواهان بدم گفتند نزد شهریار قیمتم بشکست و کرد از خاک ره کمتر مرا