فلفل بری
لغت نامه دهخدا
فلفل بری. [ ف ِ ف ِ ل ِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حب الفقد است که بذر فنجنگشت باشد، و فلفل صقالبه را نیز نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). گیاهی است از تیره شاه پسندها جزو رده دولپه ای های پیوسته گلبرگ که بنام پنج انگشت نیز نامیده میشود و میوه اش را حب الفقد نامند، و در اطراف قم و تفرش زیاد میروید. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فنجنگشت و پنج انگشت شود.
فرهنگ عمید
= پنج انگشت
فرهنگ فارسی
حب الفقد است که بذر فنجگشت باشد و فلفل صقالبه را نیز نامند. گیاهی است از تیره شاه پسندها جزو رده دو لپه ییهای پیوسته گلبرگ که به نام پنج انگشت نیز نامیده می شود.
جمله سازی با فلفل بری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمترین محصولات کشاورزی این شهر عبارتند از قهوه و برنج در حالی که سایر محصولات مانند مانیوک و فلفل نیز کشت میشود.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به سه ببر در برابر سه ببر، برده نازنینم، سوداگر، فیورینا، گاو ماده، گربه مامان، دختر دبیرستانی، طلاق به سبک ایتالیایی، چشمان سیاه، فرانک بدجنس و تونی بیمخ، شکر، عسل و فلفل، شوق مرگ، تابستان زیبا، میهمان و شب بخیر، آقایان و خانمها اشاره کرد.
💡 ساندویچ دنور، که به عنوان ساندویچ غربی نیز شناخته میشود، از یک املت دنور (شامل حداقل ژامبون، پیاز، فلفل سبز و تخممرغ همزده) تشکیل شدهاست که بین دو تکه نان قرار گرفتهاست.