فرود ارمیدن

مترادف‌ها

نشستن، فرود آمدن، هبوط کردن، پایین آمدن

متضادها

برخاستن، پرواز کردن

لغت نامه دهخدا

( فرودآرمیدن ) فرودآرمیدن. [ ف ُ رو رَ دَ ] ( مص مرکب ) فروآرامیدن. فرودآرامیدن. آرام گرفتن. || ماندن و استراحت کردن:
به یک روز ره بر فرودآرمید
ببد تا جهان پهلوان دررسید.اسدی.

فرهنگ فارسی

( فرود آرمیدن ) فرو آرمیدن. آرام گرفتن

جمله سازی با فرود ارمیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنابراين نبايد با ديد محدود خود، احكام الهى را ارزيابى كنيد، بلكه بايد در برابرآنها سر تسليم فرود آريد و از نتائج نهائى بهره مند شويد.

💡 فرود آورنده ونرا ۱۰ حداقل ۶۵ دقیقه کار کرد و با یکی از دو عکس گرفت. درپوش دیگر لنز منتشر نشده‌است.

💡 وَ النَّجْمِ إِذا هَوی‌ (۱) بپاره‌ای از قرآن هر گه که فرود آید از آسمان.

💡 ز بس نعره که‌آمد برون از کمین فرود اوفتاد آسمان بر زمین

💡 على (عليه السلام ) فرمود:((از اسب فرود آى و با من جنگ كن )).

💡 در گشاده‌ست و من استاده به خدمت مترصّد لطف کن یک نفس از بام فرود آی فرود آی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران