فرو لغزیدن

لغت نامه دهخدا

فرولغزیدن. [ ف ُ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) لغزیدن به زیر و به نشیب. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به لغزیدن شود.

فرهنگ فارسی

لغزیدن به زیر و به نشیب

جمله سازی با فرو لغزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خزان پیریت گردد بهار نوجوانیها چو پای سرو خود را گر ز لغزیدن نگهداری

💡 سر در قدم اشکم کاین شیشه به سنگ افکن بی‌منت خودداری لغزیدن مست استش

💡 درین مدت‌که سعی نارسایم بال زد بیدل همین لغزیدن پایی چو مژگان بود در دستم

💡 چشم من تر نشد از اشک ندامت، هر چند توتیا شد قلم پای من از لغزیدن

💡 مرا مست لقا سر در بیابان جهان دادی ندانستی ز مستان غیر لغزیدن نمی آید؟

💡 چارة لغزیدن این ره عصای بیخودیست هر کجا افتم ز دست عقل گویم: یا شراب

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز