فرهنگستان زبان و ادب
{tactical air commander} [علوم نظامی] افسری که در هنگام عبور از ساحل، به نیابت از فرماندهِ نیروهای پیاده شونده، مسئولیت واپایش و هماهنگی عملیات هوایی را در منطقۀ فرماندهی عملیات نیروهای پیاده شونده بر عهده دارد
{tactical air commander} [علوم نظامی] افسری که در هنگام عبور از ساحل، به نیابت از فرماندهِ نیروهای پیاده شونده، مسئولیت واپایش و هماهنگی عملیات هوایی را در منطقۀ فرماندهی عملیات نیروهای پیاده شونده بر عهده دارد
افسری که در هنگام عبور از ساحل، به نیابت از فرماندهِ نیروهای پیادهشونده، مسئولیت واپایش و هماهنگی عملیات هوایی را در منطقۀ فرماندهی عملیات نیروهای پیادهشونده بر عهده دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم اختیارش فرمانده قضا و قدر هم اقتدارش دائر مدار لیل و نهار
💡 پسر را خواند خورشید مهان را همیدون خسرو فرماندهان را
💡 گردون که به امر کن فکان چاکرتست فرمانده از آنست که فرمانبر توست
💡 زان چندان بار نامه کاندر سر اوست فرمانده روزگار فرمانبر اوست
💡 خاطر شود از کار فرمانده و از شعر آنرا که نیابد چو تو ممدوح سزاوار
💡 بگفتا که هر جای شهر و ده است یکی سفله بر خلق فرمانده است