فتحی کور

لغت نامه دهخدا

فتحی کور. [ ف َ ] ( اِخ ) از قزوینست. وی بسیار مردم آزار بود. در جوانی وفات یافت و این مطلع از اوست:
غریب بر سر کوی حبیب میمیرم
اجل بیا که به جایی غریب میمیرم.( از تحفه سامی ص 154 ).

فرهنگ فارسی

از قزوینست وی بسیار مردم آزار بود

جمله سازی با فتحی کور

💡 ترا هر روز فتحی این چنین باد سر دشمن به پیشت برزمین باد

💡 بر زادن فتوح قوی باد تیغ تو تا هر زمانت فتحی زاید چو صد نگار

💡 فرخ آن شاهی که هر ماهیش فتحی دیگرست فتح او از یکدگر زیباتر و نیکوترست

💡 مژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرست هر طرف مژده رساننده فتحی دگرست

💡 بر چنان فتحی که این شاه ملایک پیشه کرد هم ملایک شاهدالحالند و محضر ساختند

💡 فتح باب ظفر آن بار شد از مدحت من این ثنا نیز کلید در فتحی دگرست