لغت نامه دهخدا
فانوس نارنج. [ س ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فانوسی باشد که نارنج را خالی کرده و نقش ها در آن کنند و چراغ در آن افروزند، و این چنین فانوس در هندوستان از گِل و از کدوی تلخ و هندوانه نیز سازند. ( آنندراج ).
فانوس نارنج. [ س ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فانوسی باشد که نارنج را خالی کرده و نقش ها در آن کنند و چراغ در آن افروزند، و این چنین فانوس در هندوستان از گِل و از کدوی تلخ و هندوانه نیز سازند. ( آنندراج ).
فانوسی باشد که نارنج را خالی کرده و نقش در آن کنند و چراغ در آن افروزند و این چنین فانوس در هندوستان از گل و کدوی تلخ و هندوانه نیز سازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به فرار، طاعون، گزارش رسمی، فانوس دریایی، گرینگوی پیر، پول سوخته و کامچاتکا اشاره نمود.
💡 گردشِ نُه آسمان از آهِ آتشبارِ ماست شمع میآرد به چرخ از دودِ خود فانوس را
💡 این پلان به فرم یک صلیب یونانی عظیم بود و یک گنبد، الهام گرفته از گنبد پانتئون داشت. با این تفاوت که این گنبد به چهار ستون بزرگ تکیه داشت؛ در حالیکه گنبد معبد پانتئون به وسیلهٔ یک دیوار نگهداری میشد. بالای گنبد برامانت یک فانوس، به همراه گنبدی کوچک قرار میگرفت که از لحاظ فرم بسیار شبیه به فانوس کلیسای جامع فلورانس بود.
💡 شمع رخسار که امشب خانه روشن می کند مرده پروانه از فانوس می آید برون
💡 ۱۴. نیچه در برابر واگنر، ۱۸۸۸، برگردان فانوس بهادروند، نشر عمران، ۱۳۶ص
💡 گرد شمع دل به گردم همچو فانوس خیال تا چو قدسی جای او در خلوت دل یافتم