لغت نامه دهخدا
فاقدالبصر. [ ق ِ دُل ْ ب َ ص َ ] ( ع ص مرکب ) نابینا. ( آنندراج ). آنکه چشم و بینایی ندارد.
فاقدالبصر. [ ق ِ دُل ْ ب َ ص َ ] ( ع ص مرکب ) نابینا. ( آنندراج ). آنکه چشم و بینایی ندارد.
آنکه چشم و بینایی ندارد نابینا.
نابینا. آنکه چشم و بینایی ندارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يكم. نهى از پيروى علم غير يقينى؛ و لا تقف ما ليس لك به علم ان السمع و البصر و الفؤ اد كل اءولئك كان عنه مسئولا. (283)
💡 ((مرتان )) يعنى اين طلاق بايد دو بار و با فاصله باشد، نه بدون فاصله از اينكهفرمود: طلاق بايد دو بار باشد، منظور آوردن تثنيه نبوده است بلكه مى خواسته تكرارآن را بازگو كند؛ مانند ((ثمّ ارجع البصر كرّتين؛ يعنى: دو بار نگاه كرد، يكى بعداز ديگرى )).
💡 سرعت حسابش در آنجا به قدرى است كه در حديث آمده است: ان الله تعالى يحاسبالخلائق كلهم فى مقدار لمح البصر: (خداوند حساب همه بندگان را در يك چشم بر همزدن مى رسد)!.
💡 يكم. نهى از پيروى علم غير يقينى؛ و لا تقف ما ليس لك به علم ان السمع و البصر و الفؤ اد كل اءولئك كان عنه مسئولا. (283)
💡 سپس اضافه ميكند: امر قيامت بقدرى آسان است درست همانند يك چشم بر هم زدن و يا از آنهم نزديكتر! (و ما امر الساعة الا كلمح البصر او هو اقرب ).
💡 در تقويت احتمال اول مى توان گفت: گاهى تعبير به صيغه تثنيه نشان كثرت و و فور است؛ مثلاً آيه ثم ارجع البصر كرّتين (1165)، به معنى دو مرتبه نيست، بلكه به معناى وفو نظر و كثرت مراجعه است. آنچه در آيه مورد بحث ذكر شده به معناى وفور غضب و كثرت مَقْت الهى است؛ نظر آيه ظلمات بعضها فوق بعض إ ذا اءخرج يده لم يكد يريها (1166).