غوک ناک

لغت نامه دهخدا

غوک ناک. ( ص مرکب ) ( از: غوک، قورباغه + ناک، پسوند اتصاف ) آنجا که دارای غوک بود. آنجا که قورباغه دارد. دارای غوک. دارای وزغ. باقورباغه: ضَفْدَع َ الماء؛ غوک ناک گردید آب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

اسم ) جایی که غوک در آن بسیار بود محل پر قورباغه.

جمله سازی با غوک ناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون می دهد دور چرخم به یاد به ضرب المثل قصه غوک و خاد

💡 اندرین بحر بیکرانه چو غوک دست و پایی بزن چه دانی بوک

💡 تدبیرها کنی و به خود شکل‌ها دهی تاآیدت به چنگ‌ یکی غوک خوش لقا

💡 غوک کبود چهر، شده خیره بر سپهر خواهد مگر ز مهر، فلک دوزدش قبا

💡 جام چه آگه که چه صهباست این غوک چه داند که چه دریاست این

💡 اندر این بحر بی‌کرانه چو غوک دست و پائی بزن چه دانی؟ بوک

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز