غوغا طلبی

لغت نامه دهخدا

غوغاطلبی. [ غ َ / غُو طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل شخصی غوغاطلب. فتنه جویی. فتنه گری. رجوع به غوغا و غوغاطلب شود.

فرهنگ فارسی

عمل غوغا طلب فتنه جویی.

جمله سازی با غوغا طلبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غمش از صومعه عطار جگر سوخته را هر نفس نعره‌زنان بر سر غوغا فکند

💡 وامّا ابن زياد لَعين چون نگريست كه غوغا وغُلواى (بالضّم وفتح اللاّم ويسكن،سركشىواز حدّ در گذشتن )

💡 تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آسوده ام، آسوده از غوغای هستی/

💡 گرنه باد سحری وصف تو کردی ایگل کی ز مرغان سحر اینهمه غوغا بودی

💡 ای طوبی این بستان بر خیز و قیامت کن بخرام و تماشا کن غوغای تماشائی

💡 سهم علی دشتی و شفق سرخ او در غوغای جمهوری رضاخانی چنان بزرگ بود که ملک‌الشعرای بهار در منظومه جمهوری‌نامه نام او را در کنار میرزا کریم‌خان رشتی و سید محمد تدین، به عنوان یکی از گردانندگان اصلی این غائله ذکر کرد:

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز