غزل السعالی

لغت نامه دهخدا

غزل السعالی. [ غ َ لُس ْ س َ لا ] ( ع اِ مرکب )لغت به معنی رشته دیوان بیابانی یا غولان است. بیرونی در الجماهر گوید: مخاطالشیطان است و آن الیاف پنبه کوهی؛ یعنی حجرالفتیلة است. رجوع به الجماهر چ حیدرآباد دکن صص 200 - 201 و رجوع به حجرالفتیلة شود.

فرهنگ فارسی

لغه بمعنی رشته دیوان بیابانی یا غولان است

جمله سازی با غزل السعالی

💡 ملک از چرخ فرود آید و در رقص آید گر تو زین پرده چو مطرب غزلی برگویی

💡 عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست این غزل‌های بلند تازه معراج منست

💡 این جوابِ آن غزل صائب که اهلی گفته است بر فلک هر شب رسانم برقِ آهِ خویش را

💡 طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا پیش از آن که بروم نظم غزل‌ها نکنم

💡 دو چیز موجب شکرست بنده را گه غزل که نزد زنده دلانش اعتبار خواهد بود