غریب کندی

لغت نامه دهخدا

غریب کندی. [ غ َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه شهرستان ارومیه، که در 16هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و 500گزی باختر راه ارابه رو ترکمان قرار دارد زمین آن جلگه و هوای آن معتدل است و دارای 66 تن سکنه است که شیعه اند و به زبان ترکی سخن می گویند. آب آن ازباراندوزچای تأمین می شود و محصول آنجا غلات، توتون،چغندر، حبوبات، انگور است و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جوراب بافی است. در تابستان از راه ارابه رو میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بار اندوز چای بخش حومه شهرستان رضائیه که در ۱۶ هزار گزی جنوب خاوری رضائیه و ۵٠٠ گزی باختر راه ارابه رو ترکمان قرار دارد و زمین آن جلگه و هوای آن معتدل است

جمله سازی با غریب کندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر غریبی بر سر کویت بمیرد، گو: بمیر ور گدایی بر در سلطان نباشد، گو: مباش

💡 لطفی از سر تا به پا گاهی به تشریف قدوم با غریبان دیار خویش لطفی می نمای

💡 یا چو غریبان پیِ ره‌توشه گیر یا چو نظامی ز جهان گوشه گیر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران