غراب ابقع

لغت نامه دهخدا

غراب ابقع. [ غ ُ ب ِ اَ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کلاغ پیسه. غراب البین. ( اقرب الموارد ). فاجع. جوهری گوید: غراب ابقع همان است که دارای سفیدی و سیاهی است و آن را غراب البین نیز نامند. صاحب مجالسه گوید: وجه تسمیه وی به این نام آن است که وقتی نوح ( ع ) وی را فرستاد تا به آب نگاه کند، رفت و برنگشت. ابن قتیبه گوید آن را به همین علت فاسق دانند، و اعور نیز گویند یا به جهت اینکه یک چشم خود را به علت قوت بصر ببندد و یا به علت درخشانی چشمان و حدت بصرش به این نام موسوم است و این از باب اضداد است، و در طبیعت وی خیانت و دزدی است و عرب آن را شوم داند و صدایش را کریه شمارد. ( از صبح الاعشی ج 2 ص 81 ). رجوع به غراب و غراب البین شود.

فرهنگ فارسی

کلاغ پیسه غراب البین

جمله سازی با غراب ابقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به کی در خون مارانی غراب تا به کی برنعش ما تازی سمند

💡 گرفت باز کنون لاله برک جای ترنج گرفت باز کنون عندلیب جای غراب

💡 پیشوای ما غرابستی و ما چون بوم شوم می بتازیم اندران موقع که فرماید غراب

💡 به پیرامنش در چرا بد غراب چنین تا نهان شد به کوه آفتاب

💡 خانمان ها از حسد گردد خراب بازِ شاهى از حسد گردد غراب

💡 فلک هر بیضه کز خون جگر کرد غراب شب همه در زیر پر کرد

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز