لغت نامه دهخدا
غبن یسیر. [ غ َ ن ِ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به غبن الیسیر شود.
غبن یسیر. [ غ َ ن ِ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به غبن الیسیر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با جلال تو محل مهر و مه باشد محال با یمین تو یسار بحر و کان باشد یسیر
💡 بر تو یسیر کرد خداوند کار تو ایزد کناد کار همه بندگان یسیر
💡 تا بخاک پای تو سوگند ما باشد درست بر زمین بخرام خوش، تا گرددت سهل و یسیر
💡 پیش یمین تو، که یمانی قرین اوست وقت سخا بسا که جزا میبرد یسیر
💡 آب منی همچو شیر بعد زمانی یسیر زاد یکی همچو قیر وان دگری همچو قار