غبار شستن

مترادف‌ها

گرد و غبار زدودن، خاک‌روبی کردن

لغت نامه دهخدا

غبار شستن. [ غ ُ ش ُ ت َ ] ( مص مرکب ) و غبار فروشستن. گرد بر طرف کردن و زدودن. || مجازاً تیرگی و افسردگی از دل بیرون راندن:
چو دستت دهد مغز دشمن برآر
که فرصت فروشوید از دل غبار.سعدی.که میشوید غبار کلفت از دل عندلیبان را
در آن گلشن که گل از خون خود رخسار میشوید.صائب.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - شستن گرد و غبار برطرف کردن غبار. ۲ - زدودن اندوه از دل.

جمله سازی با غبار شستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر نفس مشاطه رای مشیرت کرده پاک از غبار تیر مشک روی مرات یقین

💡 نشسته است به خون گرچه هیچ کس خون را مرا غبار ز دل سیر لاله زار برد

💡 دور بادا چشم بد خوش محفلی آراستند ای غبار آستانت آسمان اعتبار

💡 تحیر گر نپردازد به ضبط‌ گریهٔ عاشق غبار عالمی از دیده ی نمناک بنشاند

💡 تهی ز خویش شدی گرچو کسوت فانوس فروغ شمع غباری به دامن است ترا

💡 پس از اتمام جریانات طوفانی و فروکش کردن بادهای شدید، ساکنان منطقه تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا با شستن غبار از روی شیشه‌ها، دید خود را باز کنند.

💡 کارگرانی که در بخش نظافت شهر مشغول بودند، ساعت‌ها وقت خود را صرف غبار شستن از روی تندیس‌های تاریخی در میدان اصلی شهر می‌کردند.

💡 برای حفظ سلامت ریه‌ها در محیط‌های صنعتی، کارگران باید به طور منظم از غبار شستن قطعات حساس دستگاه‌ها و همچنین تمیز کردن محیط کار خود مطمئن شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران