«عودالعطاس» یکی از اصطلاحات کهن در متون طب سنتی و منابع لغوی فارسی و عربی است که به نام یک گیاه دارویی اشاره دارد. در منابعی مانند لغتنامه دهخدا و تحفه حکیم مؤمن، درباره این واژه توضیح داده شده که گاهی آن را با «کندش» و گاهی با «بنچی» یکی دانستهاند، هرچند در میان طبیبان درباره تطبیق دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. این گیاه بهصورت علفی با ساقهای نسبتاً ضخیم در یک سر و باریک در سر دیگر توصیف شده که حالتی شبیه میخ دارد و رنگ آن تیره و داخل آن سفید است. شاخههای آن باریک و انبوه بوده و از نظر ظاهری به برخی گیاهان خودرو شباهت دارد. برگهای این گیاه شبیه برگ زیتون توصیف شده و گل یا قبه آن کوچک و شبیه گل بابونه دانسته شده است. یکی از ویژگیهای مهم این گیاه، بوی بسیار تند و نافذ آن است که باعث ایجاد عطسه در انسان میشود و از همین ویژگی نیز نام آن برگرفته شده است. در طب سنتی، از این گیاه بیشتر در درمانهای بیرونی استفاده میشده و بهویژه بیطاران یا دامپزشکان سنتی آن را برای درمان زخمهای حیوانات به کار میبردهاند. کاربرد دارویی آن نشان میدهد که در گذشته بیشتر به عنوان یک گیاه درمانی موضعی شناخته میشده است. در مجموع، «عودالعطاس» نامی قدیمی برای گیاهی دارویی و تندبو است که در طب سنتی کاربردهای درمانی داشته و توصیف آن بیشتر بر اساس شکل ظاهری و بوی خاص آن انجام شده است.
عود العطاس
لغت نامه دهخدا
عودالعطاس. [ دُل ْ ع ُ ] ( ع اِ مرکب ) نزد بعضی کندش است و نزد جمعی بنچی است. بقدر انگشتی سر او سطبر وطرف دیگر باریک مانند میخی، و تیره رنگ و درونش سفیدو شاخه های گیاه او باریک و انبوه شبیه به گیاه برنجاسف و برگش شبیه به برگ زیتون و قبه او کوچک و شبیه به بابونه و تندبوی و عطسه آرنده. و بیطاران در جراحات دواب استعمال مینمایند. ( از تحفه حکیم مؤمن ).
فرهنگ فارسی
نزد بعضی کندش است ونزد جمعی بنچی است بقدر انگشتی سرا و سطبر و طرف دیگر باریک مانند میخی و تیره رنگ و درونش سفید و شاخه های گیاه او باریک و انبوه شبیه به گیاه بر نجاسف و برگش شبیه ببرگ زیتون و قبه او کوچک و شبیه به بابونه و تندبوی و عطسه آرنده