لغت نامه دهخدا
عنان ربودن. [ ع ِ رُ دَ ] ( مص مرکب ) گرفتن زمام از دست کسی. ( فرهنگ فارسی معین ). اختیار بردن:
چه سرو است آنکه بالا می نماید
عنان از دست دلهامی رباید.سعدی.من آن قیاس نکردم که زور بازوی عشق
عنان عقل ز دست حکیم برباید.سعدی.
عنان ربودن. [ ع ِ رُ دَ ] ( مص مرکب ) گرفتن زمام از دست کسی. ( فرهنگ فارسی معین ). اختیار بردن:
چه سرو است آنکه بالا می نماید
عنان از دست دلهامی رباید.سعدی.من آن قیاس نکردم که زور بازوی عشق
عنان عقل ز دست حکیم برباید.سعدی.
( ~. رُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ابتکار عمل را به دست گرفتن.
( مصدر ) گرفتن زمام از دست کسی.
ابتکار عمل را به دست گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان به راما و شورش او علیه راوانا برای ربودن همسرش سیتا میپردازد.
💡 برگولیو موضوع اتهاماتی در رابطه با ربودن دو کشیش یسوعی در جنگ کثیف آرژانتین بودهاست.
💡 در سال ۲۰۱۷، جباروف تلاش کرد به قرقیزستان برگردد. در ۲۵ مارس ۲۰۱۷، وی در مرز قرقیزستان و قزاقستان بازداشت شد. در پرونده ادعای تلاش برای ربودن گروگان امیلبک کاپتاگایف، وی به ۱۱ سال و ۶ ماه زندان محکوم شد.
💡 با تن خاکی امید جذبه سودایی است خام کهربا با دانه نتواند ربودن کاه را
💡 بچشم جان بربایی، مگر که چشم تو کرد بجان ربودن با تیغ شاه انبازی؟
💡 در حریم عدل او تا او پدید آید به حکم خاصیت بگذاشت گاه که ربودن کهربا