عناق الارض

لغت نامه دهخدا

عناق الارض. [ ع َ قُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) جانوری است از دواب که سیاه گوش نامندش. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). جانوری که سیاه گوش نامند، و یا جانوری شبیه به فهد. ( ناظم الاطباء ). دابه ای است از شکارکنندگان و چنگال داران، مانند فهد و یا سگ. و آن جانوری است خبیث که گوشتش خوراکی نباشد و غذایش فقط گوشت باشد. سر آن سیاه رنگ و باقی بدنش به رنگ سپید است و آن را تُفَه نیز نامند. ج، عُنوق. ( از اقرب الموارد ). غنجل. قره قولاق. قره قولاخ. تمیله. برید. پروانه. پروانک. فرانق. || ( اِخ ) نام ستاره ای است بر ساق پای چپ مراءةالمسلسلة که آن را رأس المثلث نیز خوانند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) سیاه گوش.
جانوری است از دواب که سیاه گوش نامندش جانوری که سیاه گوش نامند و یا جانوری شبیه به فهد

جمله سازی با عناق الارض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ما كان لنبى ان يكون له اسرى حتى يثخن فى الارض تريدون عرض الدنيا و اللهيريد الاخره و الله عزيز حكيم (67)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران