لغت نامه دهخدا
عمر بصری. [ ع ُ م َ رِ ب َ ] ( اِخ )ابن شبة. شاعر، راویه و مورخ قرن سوم هجری. رجوع به ابوزید ( عمربن شبةبن... ) و عمر ( ابن شبة... ) شود.
عمر بصری. [ ع ُ م َ رِ ب َ ] ( اِخ )ابن شبة. شاعر، راویه و مورخ قرن سوم هجری. رجوع به ابوزید ( عمربن شبةبن... ) و عمر ( ابن شبة... ) شود.
ابن شبه شاعر و راویه و مورخ قرن سوم هجری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلندهمّت و باقیمت بود و اندر مرتبه گاهِ مردان قیمتی و خطری عظیم داشت. توبهٔ وی ابتدا بر دست خواجه حسن بصری -رحمة اللّه علیه- بود وی اندر اول عهد ربا دادی و فساد کردی. خدای -عزَّ و جلَّ- به کمال لطف خود او را توبهٔ نَصوح داد و توفیق ارزانی داشت تا به درگاه وی -جلَّ جلالُه- بازگشت و لختی از علم بیاموخت از حسن.
💡 برنا ایزدپناه حروف طراحیشده توسط او را از «مهمترین عوامل در هویت بصری تایپوگرافی فارسی» و طراحی تایپفیس ۸۴ کیهان را ملهم از تایپفیسهای مورد استفاده در اتحاد جماهیر شوروی میداند.