علی کسائی

لغت نامه دهخدا

علی کسائی. [ ع َ ی ِ ک ِ ] ( اِخ ) ابن حمزةبن عبداﷲبن عثمان اسدی کوفی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به کسائی. قاری و تجویددان و لغوی و نحوی و شاعر. رجوع به کسائی شود.

جمله سازی با علی کسائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «سلام صبحگاهی» نام قطعه‌ای موسیقی است که حسن کسائی، نوازندهٔ شهیر ساز نی آن را در دستگاه چهارگاه ساخته‌است. رادیوی سراسری ایران مدت‌ها این قطعه را در صبح پخش می‌کرد.

💡 کسائی رواج و رونق لقب «استاد» را «ترافیک استاد» می‌نامید. چیزی که موسیقی را به راه خطا می‌کشاند.

💡 کورس سرهنگ‌زاده: یک روز به خانهٔ آقای حسن کسائی رفته بودم که با او بر سر تاج بحثم شد. به کسائی گفتم تنها خوانندهٔ خوبی که اصفهان تحویل مردم داد و مردم او را قبول کردند، آقای افتخاری بود. افتخاری به مراتب از تاج زیباتر می‌خواند. البته اگر از خودش بپرسید، می‌گوید «من شاگرد تاج بودم» در صورتی که به سن او نمی‌خورد که شاگرد تاج باشد.

💡 کسائی در دههٔ ۱۳۶۰، به کشورهای آلمان، انگلستان، فرانسه و هلند سفر کرد و در چند برنامه رادیویی، به اجرای برنامه پرداخت. در سال ۱۳۶۹، تندیس وی در گالری مفاخر هنری جهان در لندن نصب شد.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز