لغت نامه دهخدا
علی نقشی. [ ع َ ی ِ ن َ ] ( اِخ ) قریمی آق کرمانی. ملقب به نقشی. رجوع به علی قریمی شود.
علی نقشی. [ ع َ ی ِ ن َ ] ( اِخ ) قریمی آق کرمانی. ملقب به نقشی. رجوع به علی قریمی شود.
قریمی آق کرمانی ملقب به نقشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 miRNA طبیعی توسط مکانیسم( TSN ( UPF1 helicase promotes TSN-mediated miRNA decay در داخل سلول تجزیه می شود ولی این مکانیسم نقشی در تجزیه miRNA سنتزی ندارد.
💡 خیال لعل لبت بر سواد دیده من مصور است چو نقشی که بر نگین باشد
💡 یاکه بر لوح وطن خامهٔ خونبار بهار نقشی از خون دل رنجبر آورده برون
💡 البته برخی از ملکولهای «CD» نقشی در پیامرسانی (سیگنالینگ) سلولی ندارند و کارکردهای دیگری نظیر چسبندگی سلولبهسلول دارند.
💡 ژوزف استالین گفته بود: «من در ترور تروتسکی هیچ نقشی ندارم»، اما مرکادر پس از آزادی از زندان، به شوروی رفت و نشان لنین که بالاترین نشان شوروی بود را دریافت کرد.
💡 نقشی است بیمثل آن رخش پرنور پاک خالقش زلفی است مشکین طرهاش یا طیلسان احمدی