علی فرغانی

لغت نامه دهخدا

علی فرغانی. [ ع َ ی ِ ف َ ] ( اِخ ) ابن ابی بکربن عبدالجلیل فرغانی مرغینانی حنفی. ملقب به برهان الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی مرغینانی شود.
علی فرغانی. [ ع َ ی ِ ف َ ] ( اِخ ) ابن عثمان بن محمد اوسی ( در برخی نسخ: اوشی ). ملقب به سراج الدین. ادیب و شاعر متوفی در سال 569 هَ. ق. او راست: 1- قصیده لامیه، در اصول دین. 2- مختلف الروایة، که شرح منظومه عمر نسفی است در خلاف. 3- مشارق الانوار فی شرح نصاب الاخبار لتذکرةالاخیار. ( از معجم المؤلفین از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 526 و... الجواهر المضیئه قرشی ج 1 ).
علی فرغانی. [ ع َ ی ِ ف َ ] ( اِخ ) ابن مسعود فرغانی. مکنی به ابوسعد و ملقب به کمال الدین. او راست: المستوفی فی النحو. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1675 ).

جمله سازی با علی فرغانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز گفته لاف مزن هیچ سیف فرغانی که نزد رهرو عشقست معتبر دیده

💡 سیف فرغانی از خود برو ار مرد رهی تا بخود باشی نتوانی از ایشان بودن

💡 بگو سیف فرغانی و ختم کن درین دور احسان نخواهیم یافت

💡 سیف فرغانی در حضرت جانان دایم خامشی غیر ادب دان و سخن ترک ادب

💡 چو قند از آنی شیرین که سیف فرغانی بشعر بر سر تو می کند نثار شکر

💡 سیف فرغانی قول تو ترانه است وغزل بعد ازین دست بدار از عمل بی کاران

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز