علی حلاج

لغت نامه دهخدا

علی حلاج. [ ع َ ح َل ْ لا ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین. واقع در 24 هزارگزی جنوب خاوری آوج و 44 هزارگزی راه عمومی. ناحیه ای است جلگه و دارای آب وهوای معتدل و 105 تن سکنه. آب آن از رودخانه محلی تأمین می شود. و محصول آن غلات است. اهالی به زراعت اشتغال دارند. صنایع دستی آنان بافتن قالی و جاجیم و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین واقع در ۲۴ هزار گزی جنوب خاوری آوج و ۴۴ هزار گزی راه عمومی ناحیه ایست جلگه و دارای آب و هوای معتدل

جمله سازی با علی حلاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شه سریر یقین شد کسی ‌که چون حلاج فراشت از علم دار رایت منصور

💡 چنان واصل شدم در دید هیلاج که خواهم کُشت خود را همچو حلاج

💡 گر اناالحق گفت هم خود گفت کو دیگر کسی صورت حلاج را کردند بر داری چه شد

💡 غوطه زد حلاج در خون، این کمان را تا کشید چون کند زه هر گرانجانی کمانِ عشق را؟

💡 چو یابی گنج چون منصور حلاج نهی از گنج حق بر فرق جان تاج

💡 بقول (شيخ بهائى )، (منصور حلاج ) كشته شد و منقتل او را در روز 24 ذكر مى كنم.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز