لغت نامه دهخدا
عفواندوز. [ ع َف ْوْ اَ ] ( نف مرکب ) عفواندوزنده. ذخیره کننده عفو. که عفو بسیار کند:
گنه بخشا و عفواندوز می باش
به خوشخوئی چو روشن روز می باش.ناصرخسرو.
عفواندوز. [ ع َف ْوْ اَ ] ( نف مرکب ) عفواندوزنده. ذخیره کننده عفو. که عفو بسیار کند:
گنه بخشا و عفواندوز می باش
به خوشخوئی چو روشن روز می باش.ناصرخسرو.
عفو اندوزنده ذخیره کننده عفو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو نفر به نامهای گوتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ که هر دوی آنها از اتو تجربه اندوزی کرده بودند در شهر اشتوتگارت در سال ۱۸۸۲ کارگاهی دایر نمودند و پس از گذشت یکسال اولین موتور خود را عرضه نمودند.
💡 بکر به قصد تجربه اندوزی به سفرهای فراوان رفت و به مطالعه آثار خاورشناسان پرداخت.
💡 غرض خوش باش و خرم باش جاوید نشاط اندوز و بیغم باش جاوید
💡 4 - ثروت اندوز است: ((آتيناه من الكنوز(330) ))گنجها به او عطا كرديم.
💡 یکی را زین دو بیرون خواهم از تن غم جانکاه یا جان غم اندوز
💡 باشد از سایه ات هما فیض اندوز تا سایهٔ مرتضی بود بر سر تو