لغت نامه دهخدا
عشق اوسط. [ ع ِ ق ِ اَ / اُو س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح فلسفه ) عشق حکماء و علماء است به تفکر و تعمق در صنع خدای متعال و حقایق موجودات. ( از فرهنگ علوم عقلی ).
عشق اوسط. [ ع ِ ق ِ اَ / اُو س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح فلسفه ) عشق حکماء و علماء است به تفکر و تعمق در صنع خدای متعال و حقایق موجودات. ( از فرهنگ علوم عقلی ).
در اصطلاح فلاسفه عشق حکمائ و علمائ است به تفکر و تعمیق در صنع خدای متعال و حقایق موجودات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هيثمى مى گويد كه اين حديث را طبرانى در كتاب اوسط خود آورده و در سند آن نام صدقةبن عبدالله آمده و صدقه كسى است كه احمد بنحنبل درباره او گفته است: او را با هيچ چيزى نمى شود مقايسه كرد! احاديث او همه مردود وبى ارزش است. مسلم نيز در معرفى او گفته است: منكر الحديث (858) است و احاديث اوپذيرفتنى نمى باشند.
💡 پیمان از فعالان عرصه سیاسی در غرب افغانستان است. او در دهه هفتاد خورشیدی رئیس دادستانی ولایت بادغیس بوده و در اوایل دهه هشتاد به عنوان مستوفی ولایت هرات و در اوسط همین دهه به صفت رئیس دادستانی (سارنوالی استیناف) ولایت هرات و مدتی را نیز به عنوان سرپرست ولایت هرات ایفای نقش کردهاست.