لغت نامه دهخدا
عزیز بابدی. [ ع َ ب َ ] ( اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل. سکنه آن 289 تن. آب آن از رودخانه هیرمند. محصول آن غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
عزیز بابدی. [ ع َ ب َ ] ( اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل. سکنه آن 289 تن. آب آن از رودخانه هیرمند. محصول آن غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده از بخش میان کنگی شهرستان زابل آب: از رودخانه هیرمند محصول: غلات و لبنیات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفت بر باد چو کاه از غم تو عمر عزیز روی بنما که فراق تو قوی جانکاه است
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به لانه، گاوبازی و «دوشیزهٔ عزیز من» اشاره نمود.
💡 تئاتر موزیکال ایون هنسن عزیز از این گروه است که برنده جایزه تونی برای بهترین ترانه غیراقتباسی شدهاست.
💡 ور نبودی می عزیز اکنون که من گویم همی کی عزیزش داشتی شاه جهان در بزمگاه
💡 «دوباره آمدم؛ برای ایران، برای اسلام/ آمدم برای آزادی بیشتر در این سرزمین، آرامش بیشتر در این سرزمین، امنیت گستردهتر در ایران عزیز ما»
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به دکتر عزیز اشاره کرد.