عذرخواهی نمودن

لغت نامه دهخدا

عذرخواهی نمودن. [ ع ُ خوا / خا ن ُ/ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پوزش طلبیدن:
بسی عذرخواهی نمودش که زود
گریزان شو و جان ببر همچو دود.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

پوزش طلبیدن

جمله سازی با عذرخواهی نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یک وفا برد از خاطرم هزار جفا به نیم صلح، کند عذرخواهی صد جنگ

💡 از ثبات مقدم خود عذرخواهی می کنی پای عصیان هر که را لغزید از اهل زمین

💡 هر که دارد عذرخواهی، بر گنه باشد دلیر مومیایی می دهد دل در شکستن سنگ را

💡 هنگام عذرخواهی، تاوان زهر نوش است گر جام جم نداری، مشکن سفال مردم

💡 در نهایت استاندار خراسان در رادیو مشهد، از مردم عذرخواهی کرد و مردم نیز به نشانه اعتراض، راهپیمایی برگزار کردند..

💡 خوشا عهدی که با من هر جفا کان تندخو می‌کرد جفای دیگر از بهر تلافی عذرخواهی بود

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز