لغت نامه دهخدا
عالم هیولی. [ ل َ م ِ هََ لا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عالم اجسام است. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ).
عالم هیولی. [ ل َ م ِ هََ لا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عالم اجسام است. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ).
عالم اجسام است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جماد و جانور در کشت انسان هیولی و صور را دانه کردند
💡 دوش جانرا محرم اسرار أسری یافتم لوح هستی خالی از نقش هیولی یافتم
💡 نه که خود آدم به ذکر تو تقرب مینمود چون صور بخش هیولی خاک آدم میسرشت
💡 ب آستین هیولی ز نفخ صورت غیب دمید روح مقدس بعضو و عرق و عظام
💡 وز کف و دود هیولی از پس بگداختن چرخ اخضر بر فراز ارض اغبر داشتند
💡 از عقل تا هیولی ماء/لوه سر اوست کز بندگی بخوان الوهیتش صلاست