طوی دره

لغت نامه دهخدا

طویدره. [ طَ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش کلاردشت شهرستان نوشهر در 3 هزارگزی شمال باختری حسن کیف. کوهستانی و سردسیر با 460 تن سکنه، از ایل خواجوند. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و لبنیات.شغل اهالی گله داری و زراعت و تهیه زغال و چوب. صنایع دستی زنان قالیچه و شال و جاجیم بافی. راه آن مالرو است. دبستان دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان مرکزی بخش کلار دشت شهرستان بوشهر: در ۳ کیلومتری شمال باختری حسن کیف: کوهستانی و سردسیر: ۴۶٠ تن سکنه از ایل [ خواجوند ]: آب از چشمه محصول غلات لبنیات شغل گله داری زراعت تهیه زغال و چوب شغل قالی و قالیچه و شال و جاجیم بافی.

جمله سازی با طوی دره

💡 بهر طوی قدر او هر سال بر سیمین طبق برّه ترک سپهر از مهر بریان آمده

💡 چون وادی طوی شد بستان و کرد هین موسی گل برون ید بیضا ز آستین

💡 زنگار کند در نظرش جلوه طوی آیینه هر دل که جلا داشته باشد

💡 ز ایمن دل که برو مضغه سمعست اسیر شجر طور و طوی بالا کز حق بصداست

💡 چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال