طومار نویس

مترادف‌ها

کاتب، نویسنده

لغت نامه دهخدا

طومارنویس. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) حساب نویس. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

حساب نویس

جمله سازی با طومار نویس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حضرت مهر طومار را شكست اما در آن نوشته اى نيافت پس بهرسول فرمود: چه خبر؟

💡 حاجت اینها نبود، از حال من پرسد رقیب گو: بیا، تا من بخوانم پیش او طومار خویش

💡 می شود طومار عمرش طی به اندک فرصتی چون قلم هر کس ز بی مغزی زبان آور شده است

💡 علت و انگیزه دستور ثبت این طومار همان‌طور که در ابتدای آن آمده به شرح زیر است:

💡 مپرسید از سواد معنی آگا‌هان این محفل که طومار سحر در دستم و محتاج عنوانم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران