طوری باف

لغت نامه دهخدا

طوری باف. ( نف مرکب ) آنکه طور بافد. و رجوع به توری شود.

جمله سازی با طوری باف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر یک از موجود، با طوری وجود بهر او موجود شد، انسان نمود

💡 درون خانهی ظلمت بمانده‌ای زیرا کسی برون نرود بی‌دلالتِ طوری

💡 کز بعد من عزایی اگر می کنی به پای طوری بکن که باد پسندیده تر همی

💡 گرم از نظر گذشتی، آه از دل حزینم بیگانه طوری تو، با آشنا مبارک

💡 دزدم از جیب صبا خاکستر منصور را تا مگر طوری شود زین نور ایمن خانه‌ام

💡 در عین عتاب از بر ما میگذری باز طوری عجب امروز بما مینگری باز

کوز یعنی چه؟
کوز یعنی چه؟
صمصام یعنی چه؟
صمصام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز