لغت نامه دهخدا
طلای دوبتی. [ طِ / طَ ی ِ دُ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشرفی که هر دو رو صورت داشته باشد. محمد رفیع واعظ قزوینی راست:
قبله طاعت این قوم طلای دوبتی است
طاق درهای خسان نائب محراب بود.( از آنندراج ).
طلای دوبتی. [ طِ / طَ ی ِ دُ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشرفی که هر دو رو صورت داشته باشد. محمد رفیع واعظ قزوینی راست:
قبله طاعت این قوم طلای دوبتی است
طاق درهای خسان نائب محراب بود.( از آنندراج ).
اشرفی که هر دو رو صورت داشته باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر نظر بدورویی کنند هردو یکیست چه اقچۀ دوبتی و چه زرحورایی