طفیلی شناس
مترادفها
انگلوار، وابسته
متضادها
مفید، ایثارگر
فرهنگ عمید
= انگل شناس
فرهنگ فارسی
( صفت ) عالم طفیلی شناسی انگل شناس.
جمله سازی با طفیلی شناس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نمیدانم ترا تو از چه خیلی و یا تو در سپاه من طفیلی
💡 زان طعمه شوی چو بهره اندیش یاد آری ازین طفیلی خویش
💡 خجالت است نصیبم ز تنگدستیها چو میهمان طفیلی زمیزبانی خویش
💡 تا بهکی زیر فلک داغ طفیلی بودن نبری رنج در آن خانهکه مهمانی هست
💡 توجه بیشتر از عاشقان با بوالهوس دارد کریمان دوستتر دارند مهمان طفیلی را
💡 نیستم ز آنها در آن گیتی که بر کاخ بهشت چون طفیلی از برای خرقه و قوتم برند
💡 یک زیستشناس طفیلی شناس باید توانایی تشخیص دقیق انواع انگلها و نحوه تعامل آنها با میزبان را در محیطهای آزمایشگاهی داشته باشد.
💡 در این تحقیق علمی، از یک متخصص طفیلی شناس برای شناسایی دقیق گونههای جدیدی که در آبهای گرم دریا یافت شده بودند، کمک گرفته شد.
💡 دانش طفیلی شناس به پزشکان کمک میکند تا با دقت بیشتری علائم بیماریهای انگلی را در بیماران تشخیص داده و درمانهای مناسب را آغاز کنند.