فرهنگستان زبان و ادب
طغیان همراه بری کف آلود
{froth entrainment flooding} [مهندسی شیمی] طغیان ناشی از همراه بری به حدی که سرکف به سینی بالایی راه یابد
طغیان همراه بری کف آلود
{froth entrainment flooding} [مهندسی شیمی] طغیان ناشی از همراه بری به حدی که سرکف به سینی بالایی راه یابد
💡 گر کسی خنجر کشد بید است آنهم در چمن ورتنی طغیانکند سیلست آن هم در بهار
💡 میتوان یافت ز طغیان جنونم که مدام سر سودای تو دارد دل سودازدهام
💡 اظهار عجر پیش ستم باره سود نیست اشک کباب باعث طغیان آتش است
💡 عالم آب آنچه معموره است میسازد خراب سیل چون طغیان نماید خانهها را میبرد
💡 طغیان شوق بین که به سر می روم چو سیل جایی که پای خامهٔ رهوار بشکند