فرهنگستان زبان و ادب
{retention factor} [شیمی] نسبت مقدار مادۀ حل شده در فاز ایستا به مقدار آن در فاز متحرک
{retention factor} [شیمی] نسبت مقدار مادۀ حل شده در فاز ایستا به مقدار آن در فاز متحرک
نسبت مقدار مادۀ حلشده در فاز ایستا به مقدار آن در فاز متحرک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروید، ۱۹۲۶ بعدها در خصوص ارتباط مستقیم بین اضطراب و تنش متراکم حاصل از غرایز ارضا نشده تردید کرد. وی با انتشار بازداری، نشانه مرضی و اضطراب، مفهومسازی جدید خود را را به میان آورد. بر این اساس، اضطراب علامت خطری به من در خصوص احتمال قریبالوقوع یک ضربه تجربه آسیب زا است. ضربه، بر اساس نظر فروید، «جدایی از موضوع عشق یا عشق موضوع است».
💡 با نگرش به موانعی که برای دستیابی به یک پیمان جهانی دربارهٔ بازداری فرآوری، اندوختهسازی و گسترش جنگافزارهای شیمیایی وجود داشت، گروه کشورهای غربی در سال ۱۹۸۹در چارچوبی موسوم به گروه استرالیا (در برگیرنده ۲۰کشور غربی) حدود ۵۰ماده شیمیایی را که در صنعت شیمیایی کاربرد دارد ولی میتواند در فرآوری جنگافزارهای شیمیایی نیز به کار رود، زیرمهار گرفت.
💡 در ژانویه سال ۱۹۹۳ میلادی، بخش قابل توجهی از کشورهای جهان، پیشنویس کنوانسیون بازداری گسترش، فرآوری، اندوختهسازی و بکارگیری جنگافزارهای شیمیایی را امضا کردند.