صید مراداباد

لغت نامه دهخدا

( صید مرادآباد ) صید مرادآباد. [ ص َ م ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان امیربیگ بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در 57 هزارگزی باختر نورآباد و 33 هزارگزی باختر شوسه خرم آباد به کرمانشاه. این ده در دامنه واقع، سردسیری و مالاریائی است. 120 تن سکنه دارد. آب آن از رود حسن گاودار. محصول آنجا غلات، لبنیات و پشم. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان سیاه چادربافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه میرآخور هستند و زمستان به قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

جمله سازی با صید مراداباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سازد بیکی تیر دو صد طایر جان صید هرگاه که زه میکند ابروش کمان را

💡 منم از ناوک آن غمزه چون صیدی که بر حالش ترحم می‌کند صیاد و بسمل می‌کند زودش

💡 آن‌ها معمولاً توسط تورهای ترال صید می‌شوند و جزء بهترین ماهیان خوراکی محسوب می‌شوند.

💡 صید در دام کند وحشت و حیرت دارم که دلم جمع در آن زلف پریشان باشد

💡 در غبار خط نهان شدگرچه دام زلف او صیدی از هر حلقه در مدنظر دارد هنوز

💡 وز نگاهی گرچه خوبان صید دلها میکنند شاهبازی ز آشیان حسن بس باشد مرا

تویوخ یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
نارون یعنی چه؟
نارون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز