لغت نامه دهخدا
صنعت یدی. [ ص َ ع َ ت ِ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کار دستی. هنر دستی. مقابل صنعت ماشینی. رجوع به صنعت شود.
صنعت یدی. [ ص َ ع َ ت ِ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کار دستی. هنر دستی. مقابل صنعت ماشینی. رجوع به صنعت شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل خانه غیبست و زهر عیب مبراست از صنعت سر پنجه معمار حقیقت
💡 همین که صنعت خیاط رسته کرمش چگونه ساخت بآسان قبای تربیتم
💡 ساخت آن صنعت گر فرهاد زاد مسجدی از حکم سلطان مراد
💡 نقش تصویرم قبول رنگ جمعیت نداشت خامه بست از موی مجنون صنعت بهزاد من
💡 چو نیست هیچ وقوفت ز صنعت اکسیر بهپیش اهل نظر مس زر چگونه کنی
💡 ترکیب جسم تو بادا چنان فراهم کایام جز بران نرود صنعت خدائی