صباغ اثمار
لغت نامه دهخدا
صباغ اثمار. [ ص َب ْ با غ ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از ماه است.
جمله سازی با صباغ اثمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مقاله پنجم و ششم از فن دهم، اندر منافع اشجار و اثمار میباشد؛ و شش مقاله فن یازدهم عبارتند از:
💡 و این بساط صدرنگ که گسترید؟ خاک خشک اغبر را با مشک و عنبر که آمیخت؟ و عقدهای اثمار را از گوشهای اشجار که آویخت؟ عارض گل را که آب داد؟ و زلف بنفشه را که تاب؟
💡 14 - و من ركب مركب العمر اهتدى الى مضمار النصر و من شتم اجيب و من غرس اشجارالتقى اجتنى اثمار المنى (162).
💡 تا باز جهان از تبش و تابش خورشید برنا شود اشجار پدید آرد اثمار