لغت نامه دهخدا
صاغری دوز.[ غ َ ] ( نف مرکب ) آنکه کفش صاغری دوزد. صاغری ساز.
صاغری دوز.[ غ َ ] ( نف مرکب ) آنکه کفش صاغری دوزد. صاغری ساز.
آنکه کفش صاغری دوزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان بسته بلاست جگر دوز غمزهٔ گر دلنشین شود شده باشد چه می شود
💡 ز قهرش دیدهٔ پر فتنه بر دوز چو باد انش به بی خوابی بیاموز
💡 نگونسارها نیازمند به نورغیرمستقیم، جریان هوا، گلدان و خاک مناسب اند. برای گلدهی هر سه ماه یکبار در فصل رشد کود مخصوص گلدهی با دوز مناسب اقدام کنید.
💡 دوز تایید شده این دارو ۱۲–۲۴ میلی گرم است نه ۵ میلی گرم، با این حال، ادعاهایی مبنی بر تحمل بهتر آن گزارش شدهاست.
💡 به عنوان مثال گاهی اوقات دوز یک قرص آسپرین که بهطور استاندارد ۳۲۵ میلی گرم است، پنج دانه گفته میشود.
💡 زخم پیکان جگر دوز چه دانند آنان؟ که نه از خار کسی سوخته دامن گردند