شگفته خاطر

لغت نامه دهخدا

شگفته خاطر. [ ش ِ گ ُ ت َ / ت ِ طِ ] ( ص مرکب ) شکفته خاطر. خوشحال. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شکفته خاطر شود.

فرهنگ فارسی

شکفته خاطر خوشحال

جمله سازی با شگفته خاطر

💡 بدور نرگس آن غنچه شگفته ز باد کشید باده و شد باز جبرئیل شکار

💡 شبیه مشک لطافت گرفته از صحرا نمونه گل تازه شگفته در بن خار

💡 جهان را کارها چونین شگفته‌ست خنک آن کس کزو عبرت گرفته‌ست

💡 گل گل شگفته میشود از روی نازکش جائی چه بشنود سخنش تازه می‌شود

💡 شگفته شد گل سوری فلک بهوش آمد بیار می بملک مستی هزار رسید

💡 درین بستان که گل با خار جفت است گل بی خارچون تو کم شگفته ست