شکم وار. [ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) به اندازه یکبار سیر خوردن. به اندازه یک بار خوردن و سیر شدن غذا:
چرا از پی یک شکم وار نان
گراینده باید به هرسو عنان.نظامی.هر کجا چون زمین شکم خواریست
از زمین خورد او شکم واریست.نظامی.درین پشته منه بر پشت باری
شکم واری طلب نه پشتواری.نظامی.اگر خواهی جهان در پیش کردن
شکم واری نخواهی بیش خوردن.نظامی.
به قدر یک شکم، به اندازۀ یک خوراک: چرا از پی یک شکم وار نان / گراینده باید به هر سو عنان (نظامی: ۱۰۹۶ ).
یکبار سیر خوردن به اندازه یکبار خوردن و سیر شدن غذا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا قبول است آنچه باشد بیش و کم گرچه باشد از طعامی یک شکم
💡 مکن بهر شکم اوقات ضایع بهر چیزی که باشد باش قانع
💡 بیا بخور خر مرده سگ شکار نهای ز پوز و ز شکم و طلعت تو خود پیداست