شکر باره

لغت نامه دهخدا

شکرباره. [ ش ُ با رَ / رِ ] ( ص مرکب ) شکردوست. که شکر و سپاس نعمت پیشه دارد. اهل شکر. ( از یادداشت مؤلف ):
شکر نعمت خوشتر از نعمت بود
شکرباره کی سوی نقمت رود.مولوی.
شکرباره. [ ش َ ک َ با رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) شکربوزه. شکربوره. نوعی نان شکرین. ( یادداشت مؤلف ):
نیابی ز من به جگرخواره ای
جگرخواره ای نه شکرباره ای.نظامی.و رجوع به شکربوره و شکربوزه شود.

فرهنگ فارسی

شکر بوزه نوعی نان شکرین

جمله سازی با شکر باره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز فرق سر زنمت بوسه تا بحقه ناف هزار بار و دگر باره اش ز سر گیرم

💡 حضرت استاد (ره ) چند روايت از كتاب (الدر المنثور) پيرامون شاءننزول آيه در باره (عبدالله بن ابى ) نقل كرده اند.

💡 چو بدره مهر کند مهر اوست للشعراء چو باره داغ کند داغ اوست للزّوار

💡 آن دل که نبوده‌ست کسی جز تو به یادش فریاد که یک باره فراموش تو افتاد

💡 محقق بزرگوار مرحوم مظفر، در اين باره مى گويد:عقيل را دستى در حديث، فقه و تفسير بود (40)

💡 شراب خواه و دگر باره عشرت از سر گیر که باغ تازگی از سر گرفت دیگر بار

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز