لغت نامه دهخدا
شوری کوچک. [ چ َ / چ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور. 101 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
شوری کوچک. [ چ َ / چ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور. 101 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امشب افتاده ست شوری در میان عاشقان گویی آن کان نمک شد میهمان عاشقان
💡 هر زمان شوری دگر دارم ز تو هر نفس دل خستهتر دارم ز تو
💡 شوری عجب افکنده به دلهای پریشان در پردهٔ زلف تو صبا را که خبر کرد؟
💡 پیش از این گر بهجوانی قدمی میرفتی گفتمی آری در طبعِ جوان شوری هست
💡 کم نشد از گریه شوری کز محبت داشتم آب گوهر دیگ دریا را نیندازد زجوش
💡 کو نگاه حسرت و کو گریه مستانه ات کو ترا شوری بسر کو زخم خاری در قدم