لغت نامه دهخدا
شوره خره. [ رَ / رِ خ َرْ رَ / رِ ]( ص مرکب ) سخت شور. طعام یا آب مایع چون آش و غیره نهایت شور. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شورخره شود.
شوره خره. [ رَ / رِ خ َرْ رَ / رِ ]( ص مرکب ) سخت شور. طعام یا آب مایع چون آش و غیره نهایت شور. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شورخره شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان می که گر فروغش افتد به شورهزار خاکش شود سمن سنگش شود گهر
💡 دل خام طمع نیست اگر غرق امید است یکسان چمن و شوره بود ابر کرم را
💡 تا دل طپیده اشکم بنیاد شوره کرده زنجیر می خروشد دیوانه چون ز جا شد
💡 شود به دولت او خاک شوره مهر گیا شود ز هیبت او سنگ خاره خاکستر
💡 و گر بایدت رفت بیاختیار مکن رو تُرُش شورهای بر میار
💡 داغ غمت به سینه ناپاک خصم نیست از شوره زار می ندمد لاله و سمن