شنا کنانیدن

لغت نامه دهخدا

شنا کنانیدن. [ ش ِ ک ُ دَ ] ( مص مرکب ) کسی را به شنا واداشتن یا آموختن: اِسباح؛ شناکنانیدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

کسی را به شنا وا داشتن و آموختن اسباح شناکنانیدن.

جمله سازی با شنا کنانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چندین هزار آرزو اینجا است در شنا گویی میان بحر کنار دل من است

💡 از خون دلم دیده چنان گشت که مردم زین گوشه بدان گوشه تردد به شنا کرد

💡 «اگر پرنده‌ای ببینم که مانند اردک راه می‌رود، مانند اردک شنا می‌کند و مانند اردک صدا درمی‌آورد، من به آن پرنده اردک می‌گویم»

💡 از افتخارات وی می‌توان به کسب مدال طلا شنا در دو رشته ۵۰ یارد آزاد و ۱۰۰ یارد آزاد در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۰۴ اشاره کرد.

💡 سرهی ماجرارا (اوکراینی: Сергій Миколайович Адвена؛ زادهٔ ۴ اوت ۱۹۸۴) ورزشکار ورزش شنا اهل اوکراین است.

💡 «وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ» او آنست که بیافرید شب و روز، «وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ» و خورشید و ماه را، «کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ» (۳۳) همه در چرخ آسمان شنا و می‌برند.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز