شغه بستن
لغت نامه دهخدا
شغه بستن. [ ش َ غ َ / غ ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) پدید شدن پینه و آبله در دست و پا. ( ناظم الاطباء ). کوره بستن. کبره بستن. و رجوع به شغه و شغیدن شود: مجل؛ شغه بستن دست یعنی آبله شدن. ( دهار ). شغه بستن دست. اکناب؛ شغه بستن دست. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
پدید شدن پینه و آبله در دست و پا کوره بستن کیره بستن.
جمله سازی با شغه بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بستن مژه ختم است درس علم و عمل همین ورق بهم آرید و دفترش گیرید