شغب ناک

لغت نامه دهخدا

شغب ناک. [ ش َ غ َ ] ( ص مرکب ) صاحب آوازه. ( آنندراج ). خروشان. نالان. فریادکنان. ( یادداشت مؤلف ). غرش کنان. با شور و غوغا:
تا روی به جنبش ننهد ابر شغب ناک
صافی نشود رهگذر سیل ز خاشاک.منوچهری.برآورد از جگر آهی شغب ناک
چو مصروعی ز پای افتاد بر خاک.نظامی.به خدمت بر زمین غلطید چون خاک
خروشی برکشید از دل شغب ناک.نظامی.زد نعره ای آنچنان شغب ناک
کاُفتاد هزاهزی در افلاک.نظامی.زآن جمله آهوان چالاک
بود آهوَکی عجب شغب ناک.نظامی.دریغا آنچنان سرو شغب ناک
ز باد مرگ چون افتاد بر خاک.نظامی.بحر شغب ناک چو گشت آشکار
بر صفت قطره نهان گم شدم.عطار.

فرهنگ عمید

پرآشوب، پرشور: به خدمت بر زمین غلتید چون خاک / خروشی برکشید از دل شغب ناک (نظامی۲: ۱۶۰ ).

فرهنگ فارسی

صاحب آوازه خروشان نالان
پر آشوب، پرشور

جمله سازی با شغب ناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همت ز باز و تگ ز غراب و فر از همای طوق شغب ر فاخته، قوت ز کرگدن

💡 گر حاسدی بمن نظر نحس میکند ور میدهد صداع من از سوز و از شغب

💡 کزان تسبیح چون شور و شغب کرد عجب ماندم که تأثیری عجب کرد

💡 مر تو را عرش نمودم به دل پاک ببینش گر نبیندش همی از شغب خویش اوباش

💡 تار و پود هیکلت او می تند در دلت از وی فتد شور و شغب

💡 گفتا ضمان تو که کند ای شغب فزای گفتم که حفظ دولت تشویش کاه تست

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز