لغت نامه دهخدا
شاه کلا سه دانگی. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دابو بخش مرکزی شهرستان آمل. دارای 110تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن برنج و کنف و نیشکر و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
شاه کلا سه دانگی. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دابو بخش مرکزی شهرستان آمل. دارای 110تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن برنج و کنف و نیشکر و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با لعل همچون شکرش، وز تابش سیمین برش صد سنگ بادا بر سرش گر در کند دو دانگی
💡 دانگی اکبرآباد، روستایی از توابع بخش زاغه شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.
💡 یکی سِفله را ده درم بر من است که دانگی از او بر دلم ده من است
💡 دانگی (به چینی: 東阿縣) یک شهرستان در جمهوری خلق چین است که در لیائوچنگ واقع شدهاست. دانگی ۷۹۹ کیلومترمربع مساحت و ۴۲۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.
💡 ازین طرف دو به دانگی گر اختیار کنی وزان چهار به دانگی قیاس کن باری
💡 منم خود کمتر از دانگی اگر بر سنجدم وزان اگر دانگی بود ممکن که وزن این جهان دارد