لغت نامه دهخدا
شالومال امیری. [ اَ ] ( اِخ ) نام یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری که در مال امیر سوسن سکنی دارند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 74 ).
شالومال امیری. [ اَ ] ( اِخ ) نام یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری که در مال امیر سوسن سکنی دارند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 74 ).
نام یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری که در مال امیر سوسن سکنی دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از این تصمیم در کنار هر وزیر تُرک امیری ارمنی ادارهٔ امور را در دست داشت.
💡 کردی حوالتم به امیری که مام دهر آزادهای نزاده چو او یک پسر هنوز
💡 ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
💡 خوش نباشد با اسیری از امیری دم زدن زشت باشد با گدائی لاف و دعوی شهی
💡 هر سپاهی که کند جنگ، ترا باشد فتح هر امیری که برد رنج، تراباشد بر
💡 بدین سبب میباشد که امروزه نیمی از تاج امیریهای شول میان قبائل بختیاری، لر و لک پراکنده گردیدهاند.